|
تیک تیک ساعت تو گوشم زمزمه میکنه که باید یواش یواش بار وبندیلم رو جمع کنم
وبرم صدائی تو گوشم داره فریادمیزنه.میگه پاشو کاری کن حرکتی کن
نمیدونم چکار کنم اصلا برای چی موندم من که اینجا کاری ندارم. اینجا کسی رو ندارم
فقط وفقط برای این هستم که باید باشم
بلند میشم نگاهی به اطرافم میکنم کسی دورم نیست کسی انگار من رو نمخواد
وقتی توخیابون قدم میزنم مردم بی تفاوت از کنارم میگذرند واهمیت به من نمیدن
دلم میخواد فریاد بزنم بگم من دارم میرم
کسی نیست که من رو دریابه
کسی نیست که احساس من براش مهم باشه
شما همتون درد من رو میدونید ولی کسی به این موضوع اهمیت نمیده.
من دارم میرم با اجازه همگی
اما
برمیگردم با عشق
|